قبل از فرمت، بکآپ گيری از حدود 20 گيگ اطلاعات و فايل و خرت و پرت هم داستان خودش را داشت که کلی وقتم را گرفت. حالا کل هاردم فقط يک پارتيشن دارد و خلاص! هنوز هم جرات رفتن سراغ ويستا را ندارم و منتظرم که ملت خوب با آن سروکله بزنند و مشکلاتش حل شود.
مجبور بودم که هم SQL 2000 داشته باشم و هم SQL 2005. نيز مجبورم هم VS 2003 داشته باشم و هم VS 2005. خلاصه داستانی شده است برای خودش. يادتان باشد که از بين SQL 2000 و SQL 2005 يکیاش را بايد با نام (instance name) نصب کنيد و ترتيب آن اصلاً فرقی نمیکند. خلاصه برای منی که هنوز مسؤوليت وب سایتی با ASP کلاسيک را دارم تا کارهای جديدم که روی دات نت 2.0 و SQL 2005 است، داشتن طيف گستردهای از FronPage گرفته تا VS 2005 و کليه مشتقاتشان امری لازم و ضروری است. در ضمن آفيسام هم 2003 است البته باز از نوع اوريجينال و هنوز به 2007 کوچ نکردهام و فعلا از آن هم راضیام. بالاخره کوزهگر بايد در کوزه شکسته آب بخورد. هميشه هم انتقاد داشتهام به افرادی که اسير ورژن هستند و شب و روز دنبال ارتقای نرم افزار و البته سخت افزار خود هستند بی هيچ دليل موجهای. اگر قيمت يک دیویدی ويستا 3 هزار تومان نبود باز هم افراد اينگونه عمل میکردند؟ گمان نکنم.
اين بود فرمتنامه آخر سال من و خانه تکانیای که انجام دادم. روزهای پايان سال شلوغ و البته پرترافيکی را (برای تهرانیها البته) برایتان آرزو دارم! اگر هم وقت نکردم دوباره بنويسم، عيد شما هم پيشاپيش مبارک!

وارد که شدم حال عجيبی به من دست داد. به يک باره چهار پنج سال خاطره، خيلی سريع از جلوی چشمانم گذشت. يک جورائی حالم گرفته شد. احساس يک غربت عجيبی کردم اما در و ديوار را آشنا ديدم. انگار همان فضای دوران تحصيل بود اما بدون آن بچهها و شور و حالی که بود. نمیدانم ايام تعطيل دانشگاه بود يا من اين طور حس کردم. در راه رفتن عجلهای نداشتم. با حرص و ولع تمام گوشه کنار را نگاه میکردم و دنبال تغييرات بودم. انگار همهاش منتظر بودم که بچههای دوران خودمان را ببينيم. اما دريغ! آن همکلاسیها و هم دانشکدهایها الان کجا هستند. میدانم که بسياریشان حتی ايران هم نيستند و در گوشه و کنار کانادا و آمريکا و يا جاهای ديگر مشغول هستند.البته بسياری ديگر در همين شهر و در شکل و شمايلهای دولتی يا شرکتهای خصوصی مشغول به کار هستند. خود من هم انواع گرفتاریها و مشغوليات دارم.
به دانشکده قديممان رفتم. البته همان زمان هم ساختمان محقری بود. حالا شده است گروه فلسفه علم و از اين حرفها. از پلکانش بالا رفتم. يادم افتاد به روزهای انتخاب واحد و دردسرهای ثبت نام و صفهای بچهها در آن راهرو تنگ و باريک. سايت کامپيوتر به نوعی هنوز هم سايت کامپيوتر بود. زمانی برای نيم ساعت کار کردن با يک ۲۸۶ چقدر بايد انتظار میکشيديم. تازه آن شبکه باس فکسنی دم به دقيقه سيمش به پای بچهها گير میکرد و قطع میشد. يادم افتاد به روزهای کار کردن به شبکه وکس (Vax) و روزهای شروع تجربه با اينترنت و گوفر و افتیپی و تلفن وکس و ساعتهائی که غرق در آن می شديم و لذت از ارتباط با آن ور دنیا.
به ساختمان فعلی دانشکده کامپيوتر که در واقع ساختمان قبلی دانشکده فيزيک است رفتم. ديگر اينجا وقعا غريبه بودم. چقدر جو عوض شده بود. مائی که حتی يک ماشين حساب توی جيبمان نبود الان فقط محلی را در ورودی دانشکده برای لپتاپ دارها در نظر گرفتهاند. از اساتيد قديمی هنوز بودند. اين را از تابلوی دانشکده و ريز نمرات و درسها فهميديم.
کمکم خودم را برای رفتن آماده میکردم. از کنار سلف جديد چند طبقه گذشتم که زمان ما داشتند آن را می ساختند و ظاهرا بالاخره تمام شده بود. اما ساختمان دانشکده اصلی کامپيوتر همچنان در دست ساخت بود! فکر کنم پانزده سالی از شروع ساختتش گذشته باشد. احتمالا بچههای ما آنجا درس خواهند خواند. به قسمت کلاسها و تالارها رفتم. چند عکسی يادگاری گرفتم که در ادامه مطلب خواهيد ديد. آرام آرام به سمت درب پشتی دانشگاه رفتم. افسوسی از گذشت آن دوران بر قلبم سنگينی میکرد. دلتنگ آن روزها و سالها و فرصتهای از دست رفته بودم.
انصافاً حال کردم. حین خواندن مطلب فوق، یادم افتاد به dial-up خودم در منزل و نالهای که از آن برمیخيزد در آن هنگام که هوس اينترنت میکنم. انصافا هنوز نمیتوانيم از طريق سيم مسی يک اينترنت درست و حسابی داشته باشيم (خواه dial-up خواه ADSL) حالا رفتهايم سراغ اينترنت روی موبايل! اول آنتن دهی عادی موبايل و وضعيت SMS را درست کنيد بعد سراغ اين بلند پروازیها برويد!
آقا کسی میتواند به ما بگويد کدام دکلها در کدام خيابان مربوط به شرکت مزبور است تا ما هم برويم زيرش قرار بگيريم شايد بهرهای هم نصيب ما بشود؟! از اين بعد هر جا ديديد جمعيتی موبايل به دست زير دکلی تجمع کردهاند بدانيد و آگاه باشيد که آنها فقط دارند تلاش میکنند که به اينترنت متصل شوند و نه کار ديگر.
يک بار ديگر به مجيد شهابفر برای کار خوبش تبريک عرض کرده و به وی خسته نباشيد میگوئيم. اميدوارم علاقهمندان داتنت و ASP.NET همچنان که يار و ياور سايت IranASP.NET بودند، مجيد را نيز در اين امر ياری کنند.